السيد الطباطبائي

19

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

ديگر مسلمانان بجوشند و در كارهاى اجتماعى ، همگام آنها باشند ، مخالفت و خودخواهى و تكروى چه مفهومى مىتوانست داشته باشد جز مخالفت با « حكم رسول » و مخالفت « با دستور خداوند » ؟ : . . . كيف ينبغي لنا أن نصنع فيما بيننا و بين قومنا و بين خلطائنا من الناس ، ممن ليسوا على أمرنا ؟ قال : تنظرون إلى أئمتكم الذين تقتدون بهم ، فتصنعون ما يصنعون ، فواللَّه انّهم ليعودون مرضاهم و يشهدون جنائزهم و يقيمون الشهادة لهم و عليهم و يودون الأمانة إليهم . . . ؛ « 1 » با مردمىكه با آنها معاشرت داريم ولى هم مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم ؟ . . . فرمود : به امامان خود كه از آنها پيروى مىنماييد مىنگريد ، و همان كارى را مىكنيد كه آنها انجام مىدهند ، به خداوند سوگند كه پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مىكنند و در تشييع جنازه آنها شركت مىكنند و شهادت حق را - بر سود يا زيان آنها - ادا مىنمايند و امانت را به آنان باز پس مىدهند . پس شيعه - به معناى پيرو امام - با « شيعهء حرفه‌اى تكسبى ! » فرق دارد و شيعه راستين ، هرگز هدف را فداى مصلحت خود نمىكند و هر وسيله نامشروعى را براى رسيدن به آنچه كه خود مىخواهد ، مشروع نمىداند . و شيعه واقعى ، همواره مميزات اصولى فرهنگ خود را در قبال « شيعهء آل ابىسفيان » حفظ مىكند و با گفتار درست و كردار شايسته خود ، خاطره نيك امامان خود را در دل‌ها زنده نگه‌مىدارد و مىكوشد كه پرچم سرخ تشيع را تا قيام مهدى عليه السلام هم چنان پراهتزار و پرافتخار بدارد . . . . آرى ، شيعه راستين على حقيقت را فداى خواست « عوام » نمىكند و اگر هم بر خلاف مسير آب شنا كند ، از غرق شدن نمىهراسد ، زيرا شرفى بالاتر از مرگ در راه مكتب على عليه السلام نمىشناسد . و آن گاه اين چنين شيعه‌اى هرگز به خود اجازه نمىدهد كه

--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ( چاپ جديد ) ، ص 636 . كتاب العشره